تبلیغات
پرواز ققنوس در مسیر زندگی - به مناسبت جشنواره فراغت تحصیلی دانشجویان
 
 
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، خوش آمدید به سایت من . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وب سایت ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و ما را در بهتر شدن كیفیت مطالب یاری کنید.
 
به مناسبت جشنواره فراغت تحصیلی دانشجویان
نوشته شده در یکشنبه 20 دی 1394
ساعت : 02:35 ب.ظ
نویسنده : موسی خان صدر افضلی

به مناسبت جشنواره فراغت تحصیلی دانشجویان

مکان: کابل ، خوشحال خان ، تالار افغان لکی فایف.

زمان: شنبه ، 4 / 11 / 1393 خورشیدی ، از ساعت 9 قبل از ظهر الی 1 بعد از ظهر.

موضوع: جشنواره فراغت تحصیلی.

نویسنده و سخنران: موسی خان صدر افضلی.

برگذارکننده گان: دانشجویان دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه تعلیم وتربیه کابل.

متن سخنرانی

بسم الله الرحمن الرحیم

و به نستعین

الحمد لله الرب العلمین و الصلواة و السلام علی سیدنا..............................................

          ریاست محترم پوهنتون ، معاونت محترم اداری ، آمریت محترم دیپارتمنت ، اساتید گرام ، پدران ، مادران ، برادران ، خواهران ، دوستان و اقاریب و مهمانان عزیز !

در جمع ما و در جشنواره تحصیلی فرزندان خویش خوش آمدید !

          بگذارید ضمن تبریکی این مناسبت بزرگ ، سخنانم را باجمله ی اگزیستین سیالیستی از مارتین هایلیگر آلمانی آغاز کنم. که می گفت: ( هر کسی دو وجود دارد ، یکی همان من است که پدر و مادر سازنده ی آن است و همه از آن بر خوردار ،‌ یعنی وجود مجازی ،‌ و دیگری همان وجود حقیقی است (اگزستانس اتانتیک ) که برخی اصلا آنرا ندارند و برخی که دارند هم بگونه ی متفاوت.  این وجود هر لحظه در حال شدن است ، هویت و ماهیت انسان بهره ی تکامل این وجود است ،‌ نوع بودن و شدن ما .

          دانشگاه ،‌ آموختن و فراغت یافتن ، گامهای است برای آفریدن این وجود حقیقی و رهای از زنجیرهای تعصب و جهل و بتواره گی ها ، تحصیل و تعلیم دریچه ی است بسوی ازدحام کوچه ی خوشبخت نگرستن و امیدی است برای کاشتن گلبرگ ها به پیش پای فردا های بهتر. اما ! جدی ترین نکته این است که فراغت از دانشگاه ، فراغت ازمسئولیت نیست ، زیرا ، ما عصا کش سر زمینی هستیم که کتابهایش را آب برده ، خاطراتش را آتش سوزانده و زمان مارا از ما دزدیده اند.

سردی و سکوت ، یأس و اضطراب ، هجرت و فرار ، ناله و آه ،‌ وحشت و یتیم و بیوه و معلول و آواره ، فقر و گرسنگی گدایی و اعتیاد ، نتوانستن و نگذاشتن و نخواستن و نه و نه و نه..

و آری! ما وارث سرزمینی هستیم که زندگی توده اش ، توده ی انباشته از عقده ها و رنجها و جراحت است و مملو از آرزو های مرده و امیدها ی به باد رفته و خواستن های سرکوفته. و سرزمینی که درآن  قلم ها راکد ، کتابها بسته و دریک غفلت بزرگ تاریخی قرار داریم.

سرزمینی که در آن بر اثر نبود مراکز صحی و درمانی و عدم امکانات طبی در سطح مناطق دور افتاده اش سالانه صدها کودک و مادر از اثر امراض گوناگون زمستانی و مسدود بودن راه های مواصلاتی ، مأیوسانه و محرومانه در  برابر دیدگان اشک آلود عزیزانش جان می دهند.

سرزمینی که در آن هنوز طوفان مرگبار جنگ فرو ننشسته و جنون انحصار طلبی و دگماتیزم مذهبی إعمال قدرت را از دهانه ی تفنگ می خواهند.

اساسا حیات یک ملت وا بسته به حیات فکری و فرهنگی آن است. بناءا ملت که نمی اندیشد ، ملت که حساسیت و جهت یابی درست را فراموش کرده ، ملت که خود ارادیت و آگاهی و شعور سیاسی ندارد ، یک ملت مرده است.

آری! ما وارث این سرزمینیم. و در یک نا برابری عمیق با کشور های دیگر ،‌ به تعبیر شریعتی ( آنها قرنها است که از قرون وسطی عبور کرده اند و ما در متن آن زندگی می کنیم ). هنوز برای روشن فکر جوان ما ترجمه ی ( روح القوانین مانتسکیو ) یک اثرعمیق است و از ( دائرۃ المعارف گلتر ) کسی خبر ندارد.

و آری !‌ ما وارث سرزمینی هستیم که قرن بیست و یک برای ما یک خبر خاریجی است و یا یک عدد ریاضی نجومی. آنجا اندیشه ورزیدند و اینجا با تبر ریشه ی عقل ابزاری را زدیم و خرد میتا فیزیکی را نیز بامدیحه سرای و سوگواری نزدیک به خشکاندن. و اکنون ماییم و بازار غریب کتاب ، دنیایی بی گانه ی اندیشه و قلمی که حتی یک صفحه نمی نویسد. و اکنون ، و اکنون فراغت از دانشگاه ،  توأم با یک رسالت عمیق انسانی در برابر سرزمین ماست.

ما باید بکوشیم ، تمدن که یک شبه آفریده نمی شود ، محصول زحمات هزاران انسانی است که هر شبانه روز بیست ساعت می کوشند ، مینویسند ، میخوانند و می سازند. آنها به تعبیر نیچه ( راهی خار زار ها را عبور کرده اند ) ، و همواره نویشتند با اینکه خانه نداشتند. یا به قول آدرنو ( برای انسانی که خانه ندارد ، نوشتن مکا نی برای زیستن می شود )  و اکنون ما دوستان ، قرار نیست که راهی اروپائییان را لزوما بی پیماییم ، چون آنها با ما متفاوت اند. اما سخن این است که به قول فرانتس فانون الجزائری : همواره برویم، باید برای خود پست نو و اندیشه نو بیافرینیم ، تا چون یک انسان نو به پا بی ایستیم ، نهضت ترجمه ، تألیف ، تحقیق ، تولید و نگارش را شروع کنیم ، در حالیکه شاید چون کارل مارکس پیاله ی برای نوشیدن آب نداشته باشیم و فرزندان ما هم از گرسنگی بمیرد. و این است که می گوییم: فراغت از دانشگاه فراغت از مسئولیت نیست.

انسان این سرزمین در طول تاریخ بازیچه های زرو زور و تزویر شدند ، تاریخ این سرزمین را استعمار و استثمار نگاشتند ورقم زدند. ما باید با استقامت و پشت کار ، ایمان و صداقت به آفریدن بی پردازیم. چرا ؟  چون امید و انتظار هزاران طفل و کودک و جوان مظلوم و مادران بی وارث و گدای این سرزمینیم،‌ مها جرین ما تبعید دائمی اند و حتی مرگ پدر مادرش را شاهد نستند. ، استعداد های فروکش شده ی برادر جوان بی سر نوشت ما و دست های زخمی و لبهای ترکش شده ی پدران ما منتظر التیام و راهکار است. ما نیازمند تولید اندیشه و خرد و ایدئولوژی و ایمان و پوییشیم. فارغین حق ندارند و نباید منتظر باشند ، تادست غیب نا شناخته ی با هزاران طمع و برنامه بیاید و برای ما نان و خواب آماده إعطا کند. ما مسئولیم ، تا از خود بپرسیم: یادگار ما برای نسل آینده چیست؟ وقتی داریم خود فریاد میزنیم که دیروزییان میراث مناسبی برای ما بجا نگذاشتند. باید تقدیر تاریخ را به تدویر تاریخ بدل کرد. همه ی ما مسئولیم. فراغت ما و تمامی فارغان دانشگا های افغانستان ، آغاز پذیرش یک مسئولیت عمیق و خطیر انسانی است. و تمامی این مسئولیت پذیری ها ، کار و صبر و تلاش میخواهد.

          اساسا ما زمانی به عنوان یک ملت زنده تلقی میشویم که جایگاه خودرا در جغرافیایی فکری جهان باز یافته و هماهنگ با قافله ی تمدن بشری ، طبق نورم های بین المللی در روند تکامل جامعه ی جهانی حرکت نماییم.

به امید آنروز و درود برشما

موسی خان صدر افضلی

4 / 11 / 1393 خورشیدی

کابل ، خوشحال خان تالار افغان لکی فایف


این مطلب را به اشتراک بگذارید
 



با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، خوش آمدید به سایت من . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وب سایت ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و در بهتر شدن كیفیت مطالب این سایت مازا یاری کنید...........ممنون از لطف شما (مدیر وب سایت).
How do you treat a sore Achilles tendon? یکشنبه 26 شهریور 1396 07:43 ب.ظ
Thanks for your personal marvelous posting!
I definitely enjoyed reading it, you are a great author.I will
always bookmark your blog and will often come back sometime
soon. I want to encourage you to continue your great job, have a nice morning!
How you can increase your height? شنبه 14 مرداد 1396 04:39 ق.ظ
A motivating discussion is definitely worth comment.
I believe that you need to write more about this issue, it might not be
a taboo matter but generally folks don't discuss such issues.
To the next! Kind regards!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر